جنگ افروزی آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران علاوه بر افشای بحران های داخلی آمریکا، تردیدهای جدی در زمینه حاکمیت نظم جهانی ایجاد کرده و نوید بخش ساختاری جدید در نظم بین الملل شده است. جوان آنلاین: استعفای تالسی گابارد مدیر اطلاعات ملی آمریکا، که پس از مجموعه ای از استعفاها و برکناریها در پستهای حساس در دولت و دستگاههای امنیتی و نظامی آمریکا صورت گرفت، بار دیگر وضعیت فزاینده شکاف در دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را نشان داد.
اوضاع داخلی
بنا بر این گزارش، جنگ با ایران اختلافات اساسی را در داخل دولت آمریکا در مورد ارزیابی تهدید ایران و محدودیتهای استفاده از زور ایجاد کرده و در نتیجه به نقطه محوری برای بازسازی روابط در داخل نظام سیاسی آمریکا و هدایت مجدد مسیر سیاست آمریکا در داخل و خارج تبدیل شد.
دولت آمریکا در این مدت شاهد چندین استعفا بود. پیت هگست وزیر جنگ، تعدادی از افسران ارتش آمریکا، از جمله رئیس ستاد ارتش را برکنار کرد. بسیاری از گزارشهای آمریکایی اشاره کردند که این برکناریها در نتیجه اختلافات بر سر مدیریت جنگ با ایران، به ویژه در مورد امکان درگیر شدن در عملیات زمینی یا گسترش دامنه رویارویی بود. برخی گزارشها نیز به تلاش ترامپ برای تضمین رهبری نظامی همسو با دیدگاهها و جهتگیریهای خود اشاره دارند.
اما در داخل حزب جمهوریخواه نیز، شکاف موجود بین هواداران «اول آمریکا» و راست سنتی موسوم به « نومحافظهکاران» عمیقتر شد. همچنین جریانی در پایگاه ترامپ پدیدار شد که معتقد است رژیم صهیونیستی آمریکاییها را به جنگی کشانده است که به نفع آنها نیست. علاوه بر این، افزایش قیمت انرژی همزمان با عدم قطعیت نظامی در رویارویی با ایران، منجر به افزایش تعداد مخالفان این جنگ و کاهش محبوبیت ترامپ به پایین ترین سطوح شد.
بنابراین انتخابات میان دورهای آمریکا یک همهپرسی در مورد گزینههای آمریکا بین دو جریان خواهد بود: جریان اول خواستار هژمونی لیبرال مداخلهگرانه است و رویکرد دوم از آمریکا میخواهد مداخله نظامی مستقیم خود را کاهش داده و از روش موازنه از راه دور برای تثبیت قدرت خود استفاده کند.
در نتیجه، نتایج این انتخابات جهتگیری آمریکا را در مدیریت روابط بینالمللی خود، به ویژه در دوره باقیمانده از ریاست جمهوری ترامپ، تعیین خواهد کرد.
عرصه بینالملل
آنچه انتخابات میاندورهای آمریکا را سرنوشتساز میکند، این است که نتایج آن تنها به سیاست داخلی محدود نخواهد شد، بلکه مستقیماً بر شکل نظام بینالملل در مرحله آینده تأثیر خواهد گذاشت. اگر انتخابات اکثریت داخلی را بازتولید کند که از رفتارهای مداخله جویانه ترامپ، حمایت میکند؛ این به معنای ادامه الگوی رویاروییهای فراگیر و تأیید منطق هژمونی آمریکا خواهد بود. اما اگر منجر به کاهش تعداد حامیان مداخلات نظامی در کنگره آینده شود، ممکن است دولت آمریکا را به سمت تعدیل رفتار مداخلهگرایانه خود سوق دهد و تلاش آن را برای بازسازی نظام بینالمللی در چارچوبی واقعبینانهتر به دنبال داشته باشد.
به این ترتیب، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به آزمونی واقعی برای قدرت آمریکا و مداخله های آن در مناطق دیگر تبدیل میشود. اما بزرگترین هزینه استراتژیک این جنگ ممکن است در فرسایش نسبی قدرت بازدارندگی آمریکا باشد، زیرا یک کشور منطقهای که دههها تحت تحریمهای مداوم بوده است، توانست بزرگترین قدرت جهان را فرسوده کند.
این جنگ به تسریع تحولات موجود در موازنه قدرت جهانی کمک می کند و محدودیتهای بیشتری برای مشارکت آمریکا در درگیریها اعمال می کند، چرا که هزینه های سیاسی و اقتصادی جنگ برای عرصه داخل آمریکا گران تمام می شود.
به این ترتیب جنگ علیه ایران به نقطه تلاقی دو مسیر در آمریکا تبدیل شده است: اول، بحرانی داخلی که شکافهای ساختاری عمیقی را در نظام سیاسی آمریکا ایجاد کرد. و دوم، تحولی گستردهتر در سطح بینالمللی که تردیدها در خصوص رهبری جهانی و نظم بینالمللی جدید را افزایش داد.